تبليغاتX
خواهران سیب
خواهران سیب
سلامت روان- اطلاع رسانی-ادبیات امروز- دل نوشته ها
سلام اي خاك ساكت

كه پاكي و لطيفي

چه كس گفته بدي تو

چه كس گفته كثيفي

خودم ديدم كه دادي

به گل ها شيشه عطر

  به دست كاج دادي

به گر ما سايه چتر

تو دادي مزه ترش

به آلو در بهاران

تو شيرين مي كني تو

لب سرخ اناران

به گل دادي قشنگي

 كه پروانه نميرد

عسل  گفتي به زنبور

كه   از صحرا بگيرد

هزاران مزه داري

براي ميوه كال

كه در دستت بريزند

درختان  كهنسال

شنيدم  روز اول

 خدا  از تو  مرا ساخت

 و روحش را به من داد

كه لپ هايم  گل انداخت

 شنيدم  مثل دريا

امانتدار هستي

نگهبانيست كارت

  از او ل هاي هستي

 نمي دانم چرا دير

تو را من كشف كردم 

 رفيق مهربانم

بيا دورت  بگردم

تو را من دوست دارم

  تو مثل اسماني

 به چشم من  هميشه

تو باباي جهاني



نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 14 مرداد1388 توسط ثابت |
امشب چرا سازت نمیخواند

یک جا نشستی بی صدا هستی

بی ساز تو  خوابم نمی اید

ای جیر جیرک جان کجا هستی

 هر جا که می گردم نمی بینم

 انگار رفتی تو ازین خانه

اصلا نگفتی  تا که بر گردی

 من  میشوم  از غصه دیوانه

 حتما تو ناراحت شدی وقتی

 من شعر خواندم پیش  ماهی ها  

 الان نشستی گوشه ای غمگین

تنها و ساکت در سیاهی ها

نوشته شده در تاريخ یکشنبه 11 مرداد1388 توسط ثابت |
Blog Skin