تبليغاتX
خواهران سیب
خواهران سیب
سلامت روان- اطلاع رسانی-ادبیات امروز- دل نوشته ها

" من "

در گوش من  سايه ايست از سيلي خواهرم  پس من پيامبر نيستم با نوري در هاله هاي تقديس از من نهراس و تنها ترانه ام  را به لبهايت  گوش كن براي ابديت وقتي عاشق مي شوي  در مزرعه اي بي هنگام آن را بخوان  كه ساكت شوند غوكان  به تماشا :

با پوستي سرد ورگهايي كه درآن شير ، تنها شير مي چرخد 

 چگونه مي توانم شيطان باشم چگونه ؟

با صدايم كه ادامه  زنانگي خداست 

و طنين بي كلامش هر زخمي را در حتي سنگ  التيام مي بخشد ؟

با كدام اندامم

  كه هنوز  هيچ نقشي را  نپذيرفته است  چگونه مي توانم شيطان باشم

چگونه 

 با پلكي آكنده از سرمه  خاكستركه از گناهان شما به هم آمده

 وراز هاي تيله هاي   پسركان  شده است؟

 با اين  راز  چگو نه مي توانم  شيطان باشم  بي فاش 

 وقتي  زنان و دختراني از چهار قاره  عاشقم هستند

و حسادت گو نه هايشان را به سرخي  نياكنده است 

چگونه مي توانم شيطان  با شم چگونه 

 با اين همه  مردان و پسراني كه  كفش هاي مرا جفت كرده اند 

 و برايم  دست تكان  داد ه اند

در مقابل  چشمان  نيا كانم 

و فرزنداني  از من

 در همه انها متولد  شده اند  و نام همه آن ها يكي است 

 و  با هم دشمني نمي كنند

رود خانه مي تواند  در هيات   زني باشد  كه چكيد ه است د ر تن هايي

 ثابت

نوشته شده در تاريخ سه شنبه 9 تیر1388 توسط ثابت |
Blog Skin