نوعاً چهار دلیل برای رفتارهای نامناسب وجود دارد:
- توجه
- انتقام
- قدرت
- نمایش ناتوانی
توجه: هنگامی که کودک نتواند توجه شما را به خود جلب کند، غالباً به انجام رفتارهایی میپردازد تا جلب توجه کند.
انتقام: هنگامی که کودک به دلیلی حس کند که او را دوست ندارند، برای جلب توجّه به انتقام جویی میپردازد. هنگامی که کودک به دیگران و یا احساسات آنها آسیب میرساند حس میکند که آدم مهمی است.
قدرت: این گونه کودکان نیاز دارند که «رئیس» باشند. آنها فقط هنگامی احساس قدرت میکنند که رئیس باشند. تلاش برای کسب قدرت در این شرایط افزایش مییابد.
نمایش ناتوانی: این گونه کودکان معمولاً دارای سطح کمی اعتماد به نفس هستند و چون فکر میکنند کاری از دستشان ساخته نیست، در مقابل سختیها زود تسلیم میشوند. آنها غالباً حس این که کاری را با موفقیت انجام دهند ندارند.
پس از آن که هدف و منظور از رفتار نامناسب را تشخیص دادید، حال میتوانید نسبت به تغییر آن اقدام کنید. به طور خلاصه، چیزهایی که باید به منظور تغییر رفتارهای نامناسب به خاطر داشته باشید به قرار زیرند:
- همیشه با کودکانتان رفتار احترامآمیز داشته باشید. در نهایت، رفتار احترام آمیز شما، احترام متقابل به همراه خواهد داشت. همیشه رفتاری که دوست دارید از آنها ببینید را خودتان انجام دهید.
- کودکتان را تشویق کنید که اعتماد به نفسش را تقویت کند. به او القاء کنید که دوستش دارید و به رفتارهای مناسبش توجه نشان دهید.
- هرگز خود را درگیر قدرتنماییهای او نکنید. از عصبانی شدن خودداری کنید و تلافی نکنید.
- باور کنید که تمام رفتارهای نامناسب، ریشه در نیاز به توجه دارند.
دلایل مختلفی برای بروز رفتار نامناسب وجود دارد. همچنین «اقتضای سنی» میتواند عامل رفتارهای نامناسب باشد. این گونه رفتارها غالباً در صورت برخورد مناسب، تصحیح میگردند. باید به یاد داشته باشیم که پذیرش رفتارهای نامناسب، کار عاقلانهای نیست. پیامی که با پذیرش رفتار نامناسب به کودک انتقال مییابد این است که باور میکند که رفتارش بد نیست و برای دیگران اهمیتی ندارد.
معمولاً این جملات و عبارات برای توجیه رفتارهای ناپسند کودکان شنیده میشود كه نادرست است:
- پسر بچه است دیگه ...
- بزرگ میشود خوب میشود ...
- اقتضای سنّش است ...
با وجودی که مرتب شاهد این گونه رفتارها هستیم امّا بیتفاوت بودن و اقدامی نکردن، کار درستی نیست. دلیلی برای پذیرش رفتارهای نامناسب و یا انتظار آنها را داشتن، وجود ندارد. فکر نکنید که کاری نمیتوانید انجام دهید. این اشتباهی است که غالباً صورت میگیرد.
ما باید رفتار کودک را درک کنیم و کمک کنیم با تأثیر مثبتی که میگذاریم، آن رفتار تصحیح شود. متأسفانه، نادیده انگاری و چشم بر هم گذاشتن در مقابل رفتار کودک، کار آسانی است امّا باید بدانیم که با این کار، آن رفتارها ادامه مییابد و در بسیاری موارد بدتر و شدیدتر هم میگردد.
باید به یاد داشته باشیم که کسانی که از روی عادت و یا به طور مزمن دروغ میگویند، به ندرت احساس خوبی درباره خودشان دارند. به الگوهای دروغگویی کودکتان توجه کنید. آیا او تنها در زمانهای خاص یا موقعیتهای خاصی دروغ میگوید؟ سعی کنید دریابید نیازهایی که کودک را به دروغگویی وا میدارد کدامند.


اقدامات
- همیشه به کودکتان و در مقابل او راست بگوئید. از گفتن دروغ، هر چند کوچک و کم اهمیت اجتناب کنید.
- به فرزندتان، از طریق نقش بازی کردن، ارزش راستگویی را بیاموزید. این کار زمانگیر است و به صبر و حوصله نیاز دارد.
- از طریق نقش بازی کردن، پیامدهای منفی دروغگویی را به او نشان دهید.
- هیچ بهانهای را برای دروغگویی نپذیرید. دروغگویی به هیچوجه قابل قبول نیست.
- کودکان باید پیامدهای مضرّ دروغگویی را درک کنند و هرگاه امکانپذیر بود به خاطر دروغگویی معذرت خواهی کنند.
- پیامدهای منطقی برای کودکانی که دروغ میگوید باید در نظر گرفته شود.
- کودکان باید بدانند که دروغگویی، هرگونه که باشد، هرگز قابل قبول نیست و تحمل نخواهد شد.
- کودکان غالباً دروغ میگویند تا اولیاء یا معلمان خود را خوشحال کنند. آنها باید بدانند که برای شما ارزش راستگویی بسیار بیشتر از هر رفتار دیگری است.
- کودکان باید خود بخشی از راهحل و یا پیامدها باشند. از آنها بپرسید خودشان حاضرند در صورت دروغگویی چه جریمهای بپردازند یا چه کاری انجام دهند.
- به کودکتان یادآور شوید که از دروغ گفتن آنها بسیار ناراحت میشوید. تأکید کنید که نه از خود آنها بلکه از کاری که انجام دادهاند ناراحتید و ناراحتی خود را واقعاً به آنها نشان دهید. سعی کنید با حرفهای خود آنها را از مسیر دروغگویی دور سازید. مثلاً به آنها بگوئید: «خیلی بعید است که تو درباره تکالیف مدرسهات دروغ بگویی. تو خیلی در انجام دادن آنها مهارت داری و از پس همه چیز میتوانی برآیی.»
- در همه حال حقیقت را ستایش کنید!
از نصیحت و سخنرانی و تصمیمگیریهای غیرمنطقی فوری اجتناب کنید. مثلاً:«اگر یکبار دیگر دروغ بگویی تا یکسال برایت چیزی نمیخرم.» هرگز فراموش نکنید که تمام بچهها نیاز دارند که بدانند شما مواظبشان هستید و آنها میتوانند به شیوه مثبتی در کارهای شما مشارکت کنند. مدت زمان زیادی طول میکشد تا کودک بر تحریف واقعیت، مبالغه و دروغگویی مزمن فایق آید. صبور و پایدار باشید و بدانید که تغییر به زمان نیاز دارد.



