
چه کسی وقت ازدواجشِ؟
1. دیگرانی که باهاش متفاوت فکر می کنند درکش کنند، اگه تو خوابگاه هم اتاقی تون مذهبی هست و تو نیستی اونی که مذهبیِ به تو نگه فاسدی و تو هم به اون نگی اٌمّل. چه اونی که می گه اٌمّل و چه اونی که می گه فاسد هیچکدام وقت ازدواجشون نشده. چون به understanding (درک) نرسیدند.
2. تو هر محیطی که هستید بتونید با محیط تعادل و سازگاری داشته باشید سازگاری با سازکاری فرق می کنه یعنی من با کسی جنگ ندارم اما متفاوت فکر می کنم کسانی که می جنگند کسانی هستند که ناسازگارند کسانی اند که در درون خودشون نسبت به باورهاشون تردید دارند. هر تعصبی، تردیدی سرکوفته است. اگه برای اینکه به خودم ثابت کنم که دارم درست فکر می کنم سعی کنم اون فکر رو به مغز دیگران غالب کنم و وقتی این فکر غالب شد باور کنم که بله حرف یا فکر من درسته، اون وقت ازدواجش نرسیده.
کسی که باور داره به چیزی، هیچ نیازی نداره برای ثابت کردنش با کسی بجنگه، همانطور که مولانا گفته:
با کس ندارم جنگ من در کف ندارم سنگ من با کس نگیریم سنگ من زیرا خوشم در گلستان
بنابراین اگر دیدید با محیط سازگارید وقتِ ازدواجتونِ اما اینکه بگید این داره پدر منو در می یاره.. یا حالا که تنهای تنها هستم یا مثلا ایجا همه چی بَده... تو این خوابگاه همه ناجورند حالا می خوام برای فرار از این موضِع به موضِعِ دیگه ای برم.... این درست نیست یعنی برای پر کردن خلاء هامون نباید از ازدواج استفاده کنیم. فصلهای زندگی قانونی داره... هر درسی رو نگذرونی باشی هر جایِ دنیا که بری همون درسو بهت می دن.. یعنی اگه یاد نگیری با یک پدر دیکتاتور چه جوری باید کنار بیای، که نه بجنگی و نه تحت سلطه قرار بگیری کار خیلی ظریفیه... ما چه جوری می تونیم خودمون باشیم بدونِ جنگیدن چون ما یاد گرفتیم یا حمله یا فرار... حمله یا فرار کار کیه؟ کار حیواناتی است که این سیستم پری فرونتال مغزشان ماچور نیست این سیستم لوکوس سرولئوس آدرنالینِ که داره ترشح می کنه و می گه یا فرار کن یا حمله کن.
و ما در زندگی داریم لوکوس سرولئوسی زندگی می کنیم یعنی فکر می کنیم یا باید فرار کنیم یا حمله کنیم گردنِ همدیگر رو بزنیم. این نحوه تفکرمون اشتباه ... اگه زمانی یاد گرفتیم که لوکوس سرولئوسی نباشیم که چیزی مثل گوریل ما رو وادار کنه یا حمله کنیم یا فرار. این پری فرونتال می یاد جلو می گه می تونید سازگاری کنید می تونید کنار بیاید می تونید حمله نکنید این یعنی مهارتِ زندگی کردن.
مهارت زندگی کردن یعنی این که ما آدمهایِ متفاوتی در کنار هم در صلح و آرامش باشیم نه اینکه همه مثل هم باشند. یا همه به من باج بدهند یا من به دیگران باج بدهم اگر به این مرحله رسیدم که در خوابگاهی که هستم در دانشگاهی که هستم مثل خودم فکر می کنم اما با کسی هم جنگ ندارم آنوقت وقت ازدواجمِ.
3. هر کسی که از هدیه دادن خوشش بیاد. این ویژگی کسیِ که به مرحله ای رسیده که می تونه وارد رابطه ای بشه که توش اهدا کردنِ توش عشقِ یعنی من برای تو... یعنی تو برای من... حالا اگه شما یک هدیه ای بخواهید بدید بعد فکر کنید که پارسال برای تولد من یک هدیه 15 هزار تومنی آورده حالا منم یک هدیه اینقدری براش می برم. فلانی یک چیزی آورده بود چقدر می ارزه مثلا 20 هزار تومان حالا منم همانقدر براش می برم. این می شه بازی .. اگه تو چنین حسی داشتی از دادن لذت می بُردی بدون اینکه بگی اون چند داد اون چند آورد این حسِ مطلوبِ و گرنه اگر اینطوری پیش بره تو حیطه مقایسه می افتیم این اونجوری آورد من اینجوری ببرم و... مثل معامله ای که باید فکر کند که سرش کلاه نرفته همانقدر که بگیری باید همانقدر بِبَری... این درست نیست.
با چه کسی ازدواج کنیم؟
ادامه مطلب...

