تبليغاتX
خواهران سیب
خواهران سیب
سلامت روان- اطلاع رسانی-ادبیات امروز- دل نوشته ها

بهتر است عزت نفس خود را مشروط نکنید و بدانید که عزت نفس به دست آوردنی نیست زیرا آن یک هدیه است و همه انسانها با آن بدنیا می آیند با این طرز تلقی جدید موفقیت هایی نصیب شما می شود یکی این است که حتی اگر موفق نشوید احساس ارزشمند بودن شما آسیب نمی بیند و نتیجه دوم این است که در مقایسه با دیگران خود را حقیرتر احساس نمی کنید در واقع شما هنوز هم از موفق شدن و ازمفید واقع گشتن لذت می برید اما اندازه موفقیت بر احساس عزت نفس شما تاثیری نمی گذارد و به اشخاصی که از شما ضعیف تر- کم استعداد تر و کمتر موفق هستند با دیده حقارت نگاه نمی کنید و خود را در مقایسه با هیچ کسی هر اندازه موفق هم که باشد ضعیف و کم ارزش احساس نمی کنید.

تا بعد...

نوشته شده در تاريخ جمعه 13 بهمن1385 توسط ثابت |
دوباره برگ برگشت و به رگهایم بهار آمد          دوباره آن که از من رفته بود از قندهار آمد

دوباره گل به لبهایم روان شد ماهی چشمم     دف مهتاب را تا دید پای آبشار آمد

تماشا شد میان دستهای نازک خورشید          کبوتر لانه کرد و بعد آن آواز تار آمد

همیشه هست دستی که تو را در تو بچرخاند    برقصاند برقصاند برقصاند که یار آمد

چه شیرین است گریه بعد یک بی خوابی مفرط  به چشم خود ببینی که خدا با تو به غار آمد

خدا آمد به تو انجیر آگاهی تعارف کرد                کنارت چهار زانو زد صدای جویبار آمد

خدا نه خشمگین بود و جهنم نه پر از آتش        خدا با مهربانی هاش با انسان کنار آمد.

                                                                                  وقت خوش...

نوشته شده در تاريخ جمعه 13 بهمن1385 توسط ثابت |

سلام به همه دوستان جدیدم

این وبلاگ آمادگی خود را برای دریافت تجربیات شما عزیزان اعلام می دارد شما می توانید با ارسال تجربیات روزانه تان ( با موضوع آزاد) و یا جملات کوتاه از آنچه آموخته اید خود را در این وبلاگ سهیم بدانید.

متشکریم

نوشته شده در تاريخ جمعه 13 بهمن1385 توسط ثابت |
زمان اجازه داد و پلک وا شد به پدیده ها و ندیده هایی که دیدنی و شنیدنی ست. سلام به شما دوست دور و نزدیک و نزدیک و دور و من که با کلمات با اولیه تین مخلوق خدا یعنی کلمه به دنیای من می آیید. می آیید و می مانید و می خوانید و می خندید و می گریید... واین بودن است تپیدن است و زندگی.

از آسمان چشم بردار

ستاره ای که افتاد افتاده است دیگر

در مشت چپ تو کوهی ست که کم کم باید به آن برسی

تو پرنده ای

پرنده بی ستاره هم پرواز می کند

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 12 بهمن1385 توسط ثابت |
Blog Skin